﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>منبرهای امروزین</title>
    <description>به بهانه محرم و حماسه امام خوبیها</description>
    <link>http://todaymenbar.persianblog.ir/</link>
    <copyright>PersianBlog</copyright>
    <managingEditor>پا منبری</managingEditor>
    <lastBuildDate>Mon, 28 Nov 2011 06:58:20 GMT</lastBuildDate>
    <docs>http://backend.userland.com/rss</docs>
    <generator>PersianBlog</generator>
    <item>
      <title>بار امانت</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;a href="http://todaymenbar.persianblog.ir/post/5/"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;خداوند در آیه ی 72 سوره احزاب میفرمایند:&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href="http://todaymenbar.persianblog.ir/post/5/"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;&lt;strong&gt;:&amp;laquo;اِنّا عَرَضنَا الاَمانَات عَلَی السَّمواتِ و الاَرضِ و الجِبالِ فَاَبَینَ اَن یَحمِلنَها وَ اَشفَقنَ مِنها و حَمَلَهَا الاِنسانُ اِنَّهُ کانَ ظَلوماً جَهُولاً&amp;raquo;&lt;img style="float: left;" src="http://images.persianblog.ir/528195_iSTFMZIz.jpg" alt="" width="201" height="157" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href="http://todaymenbar.persianblog.ir/post/5/"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;ما عرضه کردیم امانت رو بر زمین، بر آسمان و بر کوه ها پس ابا کردند از اینکه مسولیت رو داشته باشند و از قبول مسولیت امانت ابا داشتند &lt;strong&gt;&amp;laquo;و حَمل الانسان انهٌ کانَ &lt;strong&gt;ظَلوماً &lt;/strong&gt; جَهولا&amp;raquo;&lt;/strong&gt; این امانت رو که زمین نتونست قبول کنه،آسمان و کوه ها به این عظمت نتونستند قبول کنند؛اون بار امانت رو انسان به دوش کشید...&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;اعوذ بالله من الشیطان رجیم&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;&lt;strong&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;الحمدلله رب العالمین والصلوة و السلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین حبیب اله العالمین الذی سمی فی السماء باحمد وفی الارضین بابالقاسم مصطفی محمد(صل الله علیه وآله و سلم) و علی اهل بیة الطیبن الطاهرین ولعنةالله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی لقاء یوم الدین.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;اعوذ بالله من الشیطان رجیم قال الله الحکیم فی محکم کتابه الکریم:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;&lt;strong&gt;:&amp;laquo;اِنّا عَرَضنَا الاَمانَات عَلَی السَّمواتِ و الاَرضِ و الجِبالِ فَاَبَینَ اَن یَحمِلنَها وَ اَشفَقنَ مِنها و حَمَلَهَا الاِنسانُ اِنَّهُ کانَ ظَلوماً جَهُولاً&amp;raquo;&lt;/strong&gt;(احزاب آیه 72)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;&lt;strong&gt;وقال الله :ان الله یأمرکم ان تؤدّ و الامانات الی اهلها&lt;/strong&gt; (نساء آیه 58)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;قبل از اینکه درباره این آیه بخواهم توضیحی بدم بهتره که یک مسئله شرعی خدمت شما عرض کنم:در بحث نماز دررکعات سوم و چهارم نماز خوبه که انسان سه مرتبه تسبیحات اربعه را بخواند،حالا اگر کسی یک مرتبه بگه چی؟اشکالی نداره البته بعضی از مراجع نیز اختلاف دارند و اعتقاد دارند که نباید یک مرتبه گفته بشه؛که هنگام ضرورت باید عزیزان به مراجع تقلید خودشون رجوع بکنندو ببینند مرجع تقلید خودشون فتواشون در این مورد چیه؟و الا در موقع ضرورت مثل اینکه وقت تنگه یعنی ممکنه که اگر شما سه مرتبه تسبیحات اربعه رو بگین نمازتون قضا میشه،در اینجا حتما باید یک مرتبه گفته شود.بعد انسان میتونه به جای تسبیحات اربعه یک بار سوره حمد رو بخونه.مثلا فرض بفرمایید کسی نمیتونه تسبیحات اربعه رو بگه زبونش نمیچرخه که تسبیحات اربعه رو ادا بکنه،گفتند که یک مرتبه سوره حمد رو بخونی کافیه.حالا این فرد میتونه در رکعت سوم سوره حمد رو بخونه و در رکعت چهارم تسبیحات رو بخونه.ولی با اینکه سوره حمد هم گفتنش جایز هست باز هم سفارش شده تسبیحات اربعه گفته بشه.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;یکی از مواردی که در زندگی من و شما مسلمانان هست و اگر من و شما بخواهیم بسیار دقت داشته باشیم شاید خیلی از راه سعادت و کمال رو که همان هدف آفرینش&amp;nbsp; انسان هست رو پیمودید بحثی است که در آیات و روایات&amp;nbsp; و احادیث بسیار به اون تاکید شده و سفارش شده که من و شما اون رو رعایت کنیم،بحث ادای امانت هست.بحث عدم خیانت در امانت&amp;nbsp; هست.امانتی که خداوند در آیه ای که خدمتتون تلاوت کردم.آیه 72 سوره احزاب میفرمایند:&amp;laquo; والجِبال&amp;raquo; ما ارضه کردیم امانت رو بر زمین ،بر آسمان و بر کوه ها پس ابا کردند از اینکه مسولیت رو داشته باشند و از قبول مسولیت امانت ابا داشتند &lt;strong&gt;&amp;laquo;و حَمل الانسان انهٌ کانَ لعوماً جَهولا&amp;raquo;&lt;/strong&gt; این امانت رو که زمین نتونست قبول کنه،آسمان و کوه های به این عظمت نتونستند قبول کنند؛اون بار امانت رو انسان به دوش کشید.همونجوری که جناب حافظ می فرمایند:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;آسمان بار امانت نتوانست کشید&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; قرعه فال به نام من دیوانه زدند&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;ولی خب عزیزان همتون مستحضر هستید این ابینه ای که خداوند در این کلام&amp;nbsp; شریف آورده،این اِبا کردن از قبول امانت مثل اون اَبا واستکبر ابلیس نیست چون &lt;strong&gt;&amp;laquo;و اِذ قولنا للملائکته اسجدو لآدم فسجدوا الملائکه الّا ابلیس ابِی واستکبر &amp;raquo;&lt;/strong&gt;که ترجمه اونو شما عزیزان میدانید و من به خاطر کمی وقت از گفتن اون خودداری میکنم.این ابا کردن آسمان و زمین مثل ابا کردن ابلیس برای سجده به مخلوق خدا نیست.این خودداری کردن به خاطر این بود که نمیتونستند بار امانت رو به دوش بکشند.لذا حملهَ الانسان .قبول کرد انسان بار امانت رو به دوش بکشه ولی متاسفانه خیلی از انسانها شاید بعضی از انسانها ظلوم و جهول بودند در ادای امانت.حالا در رابطه با مهم بودن ادای امانت چند کلامی خدمتتون توضیح بدم و احادیثی رو خدمتتون نقل بکنم، ببینید امانت و عدم خیانت در آن چقدر مهمه در دین اسلام.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;در رابطه با هر چیز که انسان امانت بگیره کتابی رو که امانت میکنید مدت ها از اون گذشته اما اون رو پس ندادیم. خودکاری رو از کسی گرفتیم حواسمون نبوده و اون رو در جیبمون گذاشتیم .خیلی از چیزهایی که در زندگی روزمره همه بزرگواران اتفاق میفته،چیزهایی رو به امانت می گیرند ولی یادشون میره تحویل بدن حواسشون نیست و این خیانت در امانت میشه.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;درباره اهمیت امانت یکی از وصایایی پیغمبر اعظم (ص) به جناب امیرالمومنین علی ابن ابی طالب این بود&lt;strong&gt;:(یا ابالحسن ادا الامانه الی اهلها برّاً کان او فاجراً حتی فی الخیط والمخیط)&lt;/strong&gt;دقت بفرمایید عزیزان پیغمبر میفرماید: ای علی جان امانت رو ادا کن.اگر امنت رو از کسی گرفتی اون رو ادا کن فرقی نمیکنه اون امانتی رو که شما گرفتید از چه شخصی باشه؛بر باشه یا فاجر،امانت رو باید ادا کنی. پیامبر فرمودند امانت رو باید ادا کنی حالا اون امانت برای انسان نیکو کاری باشه یا غیر نیکوکارباشه باید امانت رو انسان ادا بکنه.حتی بالخیط و المخیط این مطلب رو میخوام خدمتتون عرض کنم پیغمبر میفرماید حتی یک نخ و سوزن رو از کسی بگیری باید امانتش رو بهش برگردونی.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;از امام صادق (ع) در اصول کافی جلد 5 روایت شده که &lt;strong&gt;:(اعلم انّ ضارب علی(ع) بالسّیف و قاتله لو ائتمننی و استنصحنی وا ستشارنی ثم قبلت منه ذلک لأدّیت الیه الامانة)&lt;/strong&gt; خیلی عجیبه حضرت میفرمایند اگر ضارب علی ابن ابیطالب(ع) کسی که علی رو با شمشیرش،یعنی ابن ملجم مرادی لعنت الله علیه؛بیاد با اون شمشیر&amp;nbsp; که زد به امیر المومنین و جدم علی رو کشت،بیاد به من امانتی رو بده&amp;nbsp; واستمصحنی از من بخواد نصیحتی رو قبول بکنه.واستشارنی با من امام صادق بخواد مشورتی بکنه ثم قبلتُ منه ذلک سپس اگه من امام صادق این امانت رو از قاتل امام علی قبول بکنم وحال ان امانت شمشیری که ابن ملجم امیرالمومنین رو فرقش رو شکافته، حضرت می فرماید اگر من اون شمشیر رو به امانت قبول کنم .من خیانت نمیکنم و اون شمشیر رو همونجوری که امانت گرفتم همونجور به صاحبش بر خواهم گرداند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;مشابه همین حدیث رو در رابطه با امام سجاد(ع)نقل کردند.که اگر شمر ابن ذی الجوشن خنجری رو که گلوی پدر گرامی شون رو شکافت نزد من امانت گذاشت،اون امانت رو همون جوری که بود بهش&amp;nbsp; بر خواهم گرداند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;بحث امانت بحث بسیار بسیار دقیقی است که اگر بخواهیم من و شما دقت بکنیم به مسائل&amp;nbsp; دور رو برمون این امانتی رو که حالا&amp;nbsp; خدا بر انسان عرضه کرد یعنی بر کوه ها و زمین و آسمان عرضه کرد و اونها قبول نکردند و انسان حمل کرد بار امانت رو و اون رو به دوش کشید .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;این امانت چیست؟مفسرین در این آیه نظرات بسیار مختلفی دارند. که میگویند: مراد این امانت تکالیف الهی است.تکالیفی که بر من و شما واجبه.مراد این امانت ولایت امیرالمومنین علی ابن ابیطالب هست که خب در همون جریان سقیفه در این امانت خدا خیانت شد و هنوز هم اثرات اون جریان سقیفه باقیست.و عده ای گفتند مراد از این امانت نماز است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;نماز رکن دین ما ستون دین ما که در رابطه با نماز حضرات معصوم چگونه بوده اند.حدیثی نقل میکنم خدمتتون&amp;nbsp; می فرمایند:&lt;strong&gt;(انَّ علیاً (ع).اذا حضر وقت الصلاة یتململ و یتزلزل و یتلون فقیل له مالک یا امیرالممؤمنبن فیقول علیه السلام : جاء وقت الصلاة وقتُ اَداءِ الاَمانَه الّتی عرضها الله علی &amp;nbsp;السماواتِ والاَرض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان)&lt;/strong&gt;هنگامی که وقت نماز وارد می شد . امیرالمومنین حالش منقلب می شد.لرزه بر اندام امیرالمومنین می افتاد.رنگ حضرت دگرگون می شد.سئوال میکردند:یا ابالحسن چه شده؟چرا اینجور میشی چرا رنگت تغییر میکنه؟حضرت می گفت وقت نماز داخل شده.وقت ادای امانت وارد شده.کدوم امانت؟امانتی که خدا بر آسمان و زمین و کوه ها ارضه داشت .ابا کردند از به دوش کشیدن آن و ترسیدند از این امانت.انسان این امانت رو قبول کرد.وقت ادای اون امانت رسیده.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;بعضی ها گفتند این امانت اعضا و جوارح من و شماست.بعضی گفتند خانواده انسان است.بعضی گفتند تمام امکاناتی که در اختیار من و شماست،همون امانت است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;اگر بنده و شما به این مطلب دقت داشته باشیم،که امانت خدا رو خیانت نکنیم.خیلی از راه سعادت رو طی کردیم.و اون راه رسیدن به خدا رو پیمودیم.و به خدا نزدیک خواهیم شد.کار من و شما تبلیغ دین هست.همین وقت مردم در دست من و شما امانت است.باید حرفی رو بگیم که به درد مردم بخوره،و الا خیانت در امانت کردیم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;در آیه 58 سوره مبارکه نساء هم خداوند می فرماید&lt;strong&gt;:&amp;laquo;اِنَّ اللهَ یَامُرُکُم اَن تُؤَدّوا الاَماناتِ اِلی اَهلِها وَ اِذا حَکَمتُم بَینَ النّاسِ اَن تَحکُمُو بِالعَدلِ اِنَّ اللهَ نِعِمّا یَعِظُکُم بِه اِنَّ اللهَ کانَ سَمیعاً بَصیراً&amp;raquo;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;خدا به شما پیغمبر،ای مسلمانان امر میکند که ادای امانت داشته باشید.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;در شان نزول این آیه آمده است؛پیغمبر وقتی مکه را فتح می کند.کلید دار کعبه منسب بسیار بالایی بوده در میان اعراب که شخصی به نام عثمان ابن طلحه بوده.او رو صدا میزنه و کلید رو میگیره در خانه خدا رو باز می کنه.وجود کعبه رو از لوس وجود بتها پاسازی میکنه،توسط خودشون و امیرالمومنین(ع) که پای مبارک رو بر دستان پیغمبر میگذارند و بت ها رو از دور و اطراف کعبه پاک میکنند.وقتی کار تموم میشه،عباس ابن عبدالمطلب عموی پیغمبر میاد و میگیه یا رسول الله کلید رو بده به من که من کلیددار خانه خدا باشم.خوب منصب بسیار بزرگیست.و این آیه اینجا بر حضرت نازل شد.خدا در این آیه میفرماید امانت رو به صاحبش برگردانید،صاحب امانت چه کسی بود؟همان عثمان ابن طلحه که شخص مشرک بوده.در کتاب شریف تفسیر مجمع البیان این داستان در شان نزول این آیه آمده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;خب بحث تمام عزیزان یکی از چیزهایی که خیلی مهم است که من و شما دقت کنیم اعضا و جوارحمون است که امانت هستند.چشم ما دست ما پا و چهره ما اینها همش امانت خداست.و اگر ذره ای بخواهیم خیانت بکنیم خیلی سخته برگشتنش .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;سؤال میکنند از خدمت امام صادق(ع)در ذیل تفسیر آیه شریفه سوره یوسف و زلیخا.یابن رسول الله مگر یوسف پیر بود؟میفرمایند:نه یوسف جوان بود.از دوران بچگی در خانه عزیز مصر بزرگ شده بود.و اون زمانی که این اتفاق افتاد بین یوسف و زلیخا اوج جوانی حضرت یوسف(ع)بود.سؤال کردند:مگر یوسف شهوت نداشت؟حضرت فرمود:چرا.یوسف هم مثل من و شما انسان بود.سؤال کردند:پس چرا دچار مکر و وفریب و نیرنگ زلیخا نشد.حضرت فرمود:در اون دوران که یوسف در خانه عزیز مصر بزرگ شد حتی یک لحظه،حتی یک دفعه جناب یوسف به زلیخا نگاه بد نکرد.که اگر این کار رو میکرد خدای نکرده در دام زلیخا گرفتار میشد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;یکی دیگر از امانت های رو پیامبر بیان می کنند.حضرت در روز عید غدیر، در حجة الوداع، در روز 18 ذی الحجه فرمودند: ای گروه مردم من در میان شما دو چیز رو به امانت گذاردم: (کتابَ الله وعترَتی)کتاب قرآن و عترتم و خانواده ام و اهل بیتم. من فاطمه ام رو در میان شما به امانت می گذارم. من حسینم رو در میان شما امانت می گذرام. میخوام بگم یا رسول الله چه کردند با امانات تو؟ ...&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;روضه&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://todaymenbar.persianblog.ir/post/5</link>
      <author>پا منبری</author>
      <comments>http://todaymenbar.persianblog.ir/comments/532032/8425189/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-532032.post-8425189</guid>
      <pubDate>Mon, 28 Nov 2011 06:58:20 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>سخت ترین مرحله رسیدن به بهشت...</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;span style="font-size: small; color: #008000;"&gt;&lt;a href="http://todaymenbar.persianblog.ir/post/4/"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;&lt;span style="line-height: 150%;" lang="AR-SA"&gt;یک روزی رسول گرامی اسلام برای اصحابشان &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 150%;" lang="AR-SA"&gt;ص&lt;/span&gt;&lt;span style="background-color: #ff0000;"&gt;&lt;span style="line-height: 150%;" lang="AR-SA"&gt;&lt;img style="float: left;" src="http://images.persianblog.ir/528195_1pBKQHCT.jpg" alt="" width="168" height="157" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 150%;" lang="AR-SA"&gt;حبت می کردند این جمله رو فرمودند که: &lt;strong&gt;&amp;laquo;بین الجنة والعبدسبعة اعقاب&amp;raquo;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 150%;" lang="AR-SA"&gt; بین انسان تا بهشت هفت مرحله و هفت گردنه است.&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 150%;" lang="AR-SA"&gt; از هفت خان و هفت گردنه ما باید عبور کنیم تا انشاءالله به بهشت برسیم...&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=" " style="line-height: 150%; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; color: #008000;" lang="AR-SA"&gt;بسم الله الرحمن الرحیم &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; line-height: 150%; color: #008000;" lang="AR-SA"&gt;&amp;nbsp;الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی رسول لله وعلی آله آل لله و لعنة دائم علی اعداء الله من الان الی لقاء الله. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;" lang="AR-SA"&gt;عرض سلام و ادب حترام دارم خدمت همه عزیزانی که قدم رنجه فرمودند و چند دقیقه ای از وقتشان رو قرار است ما تصدیع کنیم و همچنین خدمت اساتید محترمی که توفیق داریم خدمتشان درس پس بدیم . هدیه به محضر مولایمان ولی عصر تعجیل در امر فرجشان سلامتی وجود مبارکشان و بهرۀ همه اموات گذشتگان ،حقداران ،شهدای عزیز، امام&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;" lang="AR-SA"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;" lang="AR-SA"&gt; شهدا، اموات متعلق به این جمع صلواتی عنایت فرمایید. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p class=" " style="line-height: 150%; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;" lang="AR-SA"&gt;یک روزی رسول گرامی اسلام برای اصحابشان صحبت می کردند این جمله رو فرمودند که: &lt;strong&gt;&amp;laquo;&lt;span style="color: #800000;"&gt;بین الجنة والعبد سبعة اعقاب&lt;/span&gt;&amp;raquo;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;" lang="AR-SA"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;" lang="AR-SA"&gt; بین انسان تا بهشت هفت مرحله و هفت گردنه است شاید این هفت خوان رستم هم که در شاهنامۀ فردوسی مطرح شده، بر گرفته از این روایت باشد، از هفت خان و هفت گردنه ما باید عبور کنیم تا انشاءالله به بهشت برسیم . حالا چه کسی هست که بتواند از این خانها و گردنه ها عبور کند؟ راوی حدیث که آقای انس بن مالک هست میگوید: من سؤال کردم از پیغمبر(ص) &lt;strong&gt;&amp;laquo;&lt;span style="color: #800000;"&gt;و ما اصعبها یا رسول الله&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&amp;raquo; بعد حضرت فرمودند: &lt;span style="color: #800000;"&gt;&lt;strong&gt;اولها الموت&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; هفت گردنه ای که هست ساده ترینش مرگ است . خوب یکی از مراحلی که باید طی کنیم مرگ است که این ساده ترینش هست . راوی می گوید من سؤال کردم&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;" lang="AR-SA"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;" lang="AR-SA"&gt; و&lt;strong&gt;م&lt;span style="color: #800000;"&gt;ا اصعبها &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;سخترین مرحله اش کدام مرحله است؟ حضرت فرمودند: &lt;span style="color: #800000;"&gt;&lt;strong&gt;الوقوف بین یدی الله عز وجل اذا تعلق المظلومون بالظالمین&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; ایستادن و وقوف بنده گان خدا برای حسابرسی به ظلمهای که کردند و آن مرحله ای که مظلومها آویزان می شوند به یقۀ ظالمین، &lt;strong&gt;ا&lt;span style="color: #800000;"&gt;ذا تعلق المظلومون بالظالمین&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; سخترین مرحله اش آن مرحله است یعنی حضرت در میان همۀ این گردنه های که باید عبور کنی سخترین مرحله رو مرحله حق الناس بیان می کند و ظلمهای که کرده است باید جواب گو باشد به همین جهت است که در حدیث دیگری امام باقر (ع) می فرماید &lt;span style="color: #800000;"&gt;&lt;strong&gt;یوم المظلوم علی الظالم اشد من یوم الظالم علی المظلوم&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; در اینجا ظالم قدرت دارد و می تواند ظلم کند و مظلوم هم چاره ای ندارد و به مظلوم خیلی سخت میگذرد ولی اینجا بر عکس می شود یقۀ ظالم در اختیار مظلوم است و آنجا به ظالم خیلی سخت میگذرد اما حضرت فرمودند: آنجا خیلی بیشتر سخت می گذرد تا اینجا ، &lt;span style="color: #800000;"&gt;&lt;strong&gt;یوم المظلوم علی الظالم اشد من یوم الظالم علی المظلوم&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; لذاست که امیرالمؤمنین در خطبه 224 نهج البلاغه می فرماید: که و الله ....اگر به من علی بگویند حکومت بر اقلیمهای هفتگانه رو به تو به رایگان می دهیم در مقابل کوچکترین ظلم به کوچکترین حیوان این عالم و آن هم اینکه پوست دانه جو را از دهان یک مورچه ای که داره آن رو به سمت لانه خود می بره جدا کن من به خداقسم زیر بار این معامله و دادو ستد نخواهم رفت . چقدر باطن ظلم زشت و باعث سقوط انسان است اما آن نکته ای که برای من خیلی جالب بود از حدیث امیرالمؤمنین علی (ع)این است که ما معمولا وقتی صحبت ظلم می شود ظلم به زیر دست میاد تو ذهنمان در حالی که امیرالمؤمنین در فرمایشی سه نوع ظلم رو بیان میکند می فرماید: &amp;laquo;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #800000;"&gt;لظالم من الرجال ثلاث علامات یظلم من فوقه بالمعصیه و یظلم من دونه بالغلبه و یظاهر الظلمه&lt;/span&gt;&amp;raquo;&lt;/strong&gt; حضرت سه نوع ظلم رو مطرح می کنند یکش ظلم به زیر دست هست چیزی که در ذهن همه ما هست که یک کسی قدرت دارد ما فوق هست و می تواند به زیر دست خودش ظلم بکند . مثل همین حدیثی که بیان کردم خوب من یک انسانی هستم قوی هستم آن مورچه قدرت مقابله با من رو ندارد لذا به تنهای میتوانم نه تنها آن پوست پر کاه رو از دهانش بکشم بیرون بلکه میتونم لهش هم بکنم و آن هیچ اقدامی در مقابل من نمیتونه انجام بده. ظلمی که در اثر غلبه و قدرت انسان و برتری انسان ازش صادر میشود اما حضرت علی (ع) مقدم بر این ظلم ،ظلم دیگه ای رو بیان می فرماید و می فرمایند: &lt;span style="color: #800000;"&gt;&lt;strong&gt;یظلم من فوقه بالمعصیه&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; گاهی اوقات شخص به ما فوق خودش ظلم می کند زیردست به بالا دست خودش ظلم میکند آقا چگونه ممکنه زیر دست به بالا دست خودش ظلم بکند؟ می فرماید: با سرپیچی از دستورات و فرمانهای او یعنی اگر شما یک گارگری از سر گذر می بری تو منزلتان یک کارهای رو دارید که انجام بدهد تا وقتی آنجا نشستی کار می کند وقتی که شما دور میشوید از کارش می دزدد این داره به شما ظلم میکند با اینکه این یک کارگر هست و شما کارفرما اما اگر از آن مقداری که حقش هست کوتاهی کند دارد ظلم می کند، یک کارگر به کارفرما و ما فوق خودش ظلم می کند البته ما فوق شرعی یک وقتی هست این ما فوق نیست ادعا می کند که من میخوام ما فوق باشم مثل استکبار جهانی مثل آمریکا ، آمریکا الان دارد میگوید من ما فوق عالم هستم مثل صهیونیستها که ادعای ما فوقی دارند در حالی که ما فوق نیستند ادعای برتری دارند میگن ما نژاد برتریم اما حرفشان مستدل قانون و عقل و نقل و شرع و شریعت نیست. اما اگر یک کسی ما فوق شرعی و قانونی بود، باید زیر دست مطیع بالا دست باشد اگر زیر دست اطاعت نکند به او ظلم کرده است. و سومین ظلمی که حضرت بیان میکند می فرماید: &lt;span style="color: #800000;"&gt;&lt;strong&gt;یظاهر الظلمه&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; اگر شما از ظالم پشتیبانی کنی باز هم ظالم هستی حالا یا پشتیبانی با زبان است یا با اموال است یا به هر طریقی حتی پشتیبانی با قلبش، انسان تأیید کند قلباً عمل ظالم را&lt;strong&gt;. &lt;span style="color: #800000;"&gt;الراضی بافعل قوم کداخل فیه معهم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; کسیکه به عمل قومی راضی باشد به ظلم قومی راضی باشد کانه آنرا انجام داده است . اما وقتی که تاریخ رو بررسی میکنیم می بینیم که هر سه نوع این ظلمها به آقا امیر المؤمنین (ع) شد واین واقعه ای است که دل هر انسان منصفی رو آتش می زند. این همان حقیقتی است که شخصی مثل علامه امینی اواخر عمرش می فرماید دوست دارم یک بار دیگر خدا به من عمر بدهد عمر طولانی بدهد و آن عمر را فقط بشینم برای مظومیت علی بن ابی طالب گریه کنم . اما ممکنه از عموم شیعیان بپرسیم اولین ظلمی که به امیرالمؤمنین علی(ع) شد چی بود؟ جواب بدن آن موقعه ای که آمدن در خانه امیرالمؤمنین رو آتش زدند هیزم آوردند و در خانه فاطمه(س) را آتش زدند، اما این دقیق نیست اگر دقیقتر بخواهیم صحبت کنیم اولین ظلمی که به امیرالمؤمنین شد به عنوان ظلم به ما فوق ظلم شد، چون تمام آن کسانی که در مسجدالنبی با اوّلی بیعت کردند همۀ اینها دو ماه و اندی قبل دستشان در دست امیرالمؤمنین در حضور رسول الله با امیرالمؤمنین به عنوان ما فوق خودشان بیعت کرده بودند به عنوان مولای خودشان بیعت کرده بودند آن زمانی که دست در دست دشمن&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;" lang="AR-SA"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;" lang="AR-SA"&gt; امیرالمؤمنین گذاشتند به علی ظلم کردند اولین ظلم آنجا بود. بعد که قدرت پیدا کردند غلبه پیدا کردند به امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا سلام الله علیها و اهل بیت پیغمبر ظلم دوم صورت گرفت، البته عدۀ کثیری ازمردم مدینه هم که شاهد این صحنه ها بودند و نیامدند جلو و اقدامی نکردند آنها هم ظالم بودند، اگر بخواهیم ببینیم چه کسانی به فاطمه زهرا ظلم نکردند باید ببینیم چه کسانی در تشیع جنازۀ فاطمه زهرا سلام الله علیها شرکت کردند فقط آنها ظلم نکردند چون فاطمه زهرا سلام الله علیها در وصیت نامشان به امیر المؤمنین فرمود:&lt;strong&gt;ی&lt;span style="color: #800000;"&gt;ا علی غسلنی باللیل و کفنی باللیل و دفنی باللیل&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; و بعد فرمود احدی از کسانی که به من ظلم کرده اند آگاه مکن در تشیع جنازۀ من حاضر بشن پس اگر در آن شب امیرالمؤمنین دنبال سلمان می فرستد، دنبال عمار می فرستد، دنبال ابوذرو مقداد می فرستد، یعنی شما بودید که ظلم به زهرا نکردید ،بیائید و در تشیع جنازۀ زهرا شرکت کنید پس آن کسان دیگری که حضور نداشتند اینها ظالم بودند. حالا یک مرتبه به عنوان مافوق که به امیرالمؤمنین ظلم کرده بودند اینها بیعت کرده بودند، که مولای آنها علی بن ابی طالب باشد در حضور رسول الله به امر خداوند متعال و به تأکید رسول الله این بیعت صورت میگیرد و این بیعت باعث تکمیل دین می &lt;strong&gt;شود&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;" lang="AR-SA"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;" lang="AR-SA"&gt; &amp;laquo;&lt;span style="color: #800000;"&gt;الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا&lt;/span&gt;&amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;" lang="AR-SA"&gt; آن زمان آیه اش نازل می شود پس امیر المؤمنین ما فوق آن مردم بود اینها حق نداشتند بدون اجازۀ امیرالمؤمنین قدم از قدم بردارند لذا پیغمبر اکرم (ص) به امیرالمومنین فرموده بود یا علی امت من بعد از من وارد یک آزمون سنگینی می شوند تو شمشیرهاتو زدی دیگه تمامه&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;" lang="AR-SA"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;" lang="AR-SA"&gt; شمشیرهای تو برای این بود که حق روشن بشود حق روشن شده این دیگه وظیفه مردم هست که بیایند سراغ حق . بر میگردیم می بینیم بعد از رحلت پیغمبر و حضرت امیر المؤمنین در جریان هستند که دارند چه کارهای رو انجام می دهند اما اقدام نظامی انجام نمی دهند . دلیلش اینه که اینها وارد این آزمون سنگین شده بودند و حق نداشتند کسی که با امیرالمومنین بیعت کرده است رو بدون هماهنگی با او دست بسوی کسی دیگری دراز کنند، لذا این اولین ظلمی است که صورت میگیرد . بله ما هم قبول داریم همۀ آن کسانی که در مدینه بودند نیامدند در خانۀ فاطمه زهرا سلام الله علیها را آتش بزنند عدّه ای آمدند. اما صحبت سر اینه که بقیه چرا ساکت نشستند؟ چطور شد در جریان جنگ جمل صدای عایشه که بلند شد عدّۀ زیادی به حمایت از عایشه آمدند و گفتند: ما نمی توتنیم نالۀ همسر رسول الله را تحمل کنیم خوب ما به عنوان یک محقق امروزه بعد از چهارده قرن از آن مردم سؤال می کنیم که شمایی که تحمل ندارید نالۀ عایشه رو بعنوان همسر رسول الله بشنوید چگونه تحمل کردید وقتی نالۀ فاطمه دختر رسول الله را از بین در و دیوار شنیدید!؟ چگونه تحمل کردید وقتی گریه های زهرا رو شب و روز از جای جای مدینه می شنیدید!؟ تنها بزرگواری که کردید آمدید گفتید یا علی به فاطمه بگو یا روزها گریه کند شب آرام باشد یا شبها اگر گریه میکند روز آرام باشد، این جوابشه!؟ ما دیگه تحمل گریه های فاطمه رو نداریم یک شخصی از من سؤال می کرد آقا چطوری می شود اگر اینها تحمل گریه های فاطمه زهرا سلام الله علیها رو نداشتند پس چگونه اینها نمی آمدند اقدام کنند وحمایت کنند؟ گفتم من یک مثال میزنم برای شما تا مطلب روشن شود. و آن مثالی که زدم این بود گفتم: من تو اتوبوس نشستم یک پیرمردی سوار می شود آن وجدان من آن غیرت من آن انسانیت من اقتضا می کند بلند شوم و جایم را به این پیرمرد بدهم، اما آن راحت طلبی من آن رافعیت طلبی من اجازه نمی دهد می نشینم، اما در عین حال می بینم این پیرمرد هر ترمزی که میزند این اتوبوس پرت می شود جلو، گاز محکمی میگیره پرت میشود عقب، این صحنه هم منو داره آزار میده برای اینکه بتونم این رو حل کنم باید بلند شوم و جایم رو بدهم به این پیرمرد تا هم وجدان من و هم این پیرمرد آسایش پیدا بکند. اما چون نه آن جرأت و جسارت رو دارم که به نفسم بگم بلند شم جایم رو به پیرمرد بدهم&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;" lang="AR-SA"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;" lang="AR-SA"&gt; و نه هم اینکه از آن طرف آنقدر وجدان در وجود من است که اذیت شدن این پیرمرد برای من سخت باشه بعد میدونی چه کار میکنم وقتی بین این دو تا رو میخواهم جمع بکنم دستو میزارم رو صورتم بر میگردم طرف شیشه خیابونو نگاه می کنم! که دیگه این پیرمرد رو نبینم و این بدترین رفتاری است که سر می زند از من. مردم مدینه متأسفانه در ان عصر اینطوری بودند نه آن جرأت رو و آن ولایت پذیری قبلی رو داشتند که بیاند و حق فاطمه رو بگیرن و نه هم واقعاً آنقدر وجدان در درونشان مرده بود که ناله های فاطمه در آنها بی تأثیر باشه برای اینکه بین این دو تا رو جمع کنند آمدند به علی گفتند: یا علی بگو فاطمه گریه نکند! ببینید ظلم تا کجا دیگه! و بعد اینها با دل و قلب نازنین فاطمه زهرا سلام الله علیها چه میکند؟ آن وقت فاطمه زهرا سلام الله علیها در جواب امیرالمؤمنین عرضه داشت یا علی به مردم مدینه بگو به همین زودی ها ناله های فاطمه خاموش می شود مدت زیادی از این ناله ها دیگر باقی نمانده پس نگران نباشید به&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;" lang="AR-SA"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;" lang="AR-SA"&gt; همین زودی ها ناله های من قطع می شود . و ناله های فاطمه زهرا سلام الله علیها قطع شد. کی؟ آن رمانی که بنا به روایتی سر فاطمه زهرا سلام الله علیها بر روی زانوی امیر المؤمنین و وصیتهای آخرش را به امیر المؤمنین می فرماید مِن جمله در همین رابطه که یا علی: یکی از وصیتهای من اینه که نگذار احدی از ظالمین به من در پای جنازۀ من حاضر بشوند البته فاطمه زهرا سلام الله علیها بنای کینه توزی نداره ،نه. بنای استحقاق حق&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;" lang="AR-SA"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;" lang="AR-SA"&gt; و اظهار حق رو داره برای اینکه امروزه یکی از راههای شناخت حق و حقیقت در هر مسلمان حقیقت جو باز باشه حداقل وقت این عنوان که آیا پیامبر اکرم از دنیا رفت فرزندی، یادگاری داشت یا نه؟ تاریخ اسلام به او خواهد گفت از او به جزء یک یادگاری نمانده بود وآن فاطمه زهرا سلام الله علیها. میگن اقا ایشان چقدر عمر کرده بود ؟ حالا هر چی میخوان بگن ،اختلافاتی هست کار نداریم آقا قبر این فاطمه کجاست ؟ میخواهیم برویم به زیارتش، بعد بگن قبر فاطمه مخفیه! چرا مخفیه ؟ چون خودش وصیت کرده است! این باب یک تحقیق رو باز می کنه برای چی فاطمه زهرا سلام الله علیها اینچنین وصیتی بکنند اگر فاطمه زهرا سلام الله علیها از وضعیت سیاسی حاکم بر جامعه اسلامی&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;" lang="AR-SA"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;" lang="AR-SA"&gt; راضیست چرا وصیت بکند علی جان منو شبانه دفن کن&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;" lang="AR-SA"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;" lang="AR-SA"&gt; این بزرگترین سند بر ظالمیت و غاصبیت دستگاه حکومت وقت و بزرگترین سند بر مظلومیت امیرالمؤمنین (ع) است. اما در پایان عرایضم عرض کنم یا فاطمه این سفارش رو تو کردی امیرالمؤمنینم به این وصیت عمل نمود اما امام زمان می دونه که عملی کردن این وصیت با دل امیرالمؤمنین چه کرد چه قدر سخت و سنگین بود آن شب ظلمانی تاریک که می خواد امیرالمؤمنین بدن فاطمه اش رو غسل بدهد کفن بکند و نگاه کند به اطرافش ببیند یک طرف حسنش و یک طرف حسینش و یک طرف زینبش یک طرف ام کلثوم، بچه های فاطمه زانوهای غم به بغل گرفتن هر کدوم دارن&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;" lang="AR-SA"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;" lang="AR-SA"&gt; به آرومی اشک میریزن تا وصیت مادر عملی بشود&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;" lang="AR-SA"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;" lang="AR-SA"&gt; امیرالمؤمنین غسل فاطمه رو انجام داد بدن رو کفن کرد اما همین که خواست بندهای کفن رو ببندد نگاه کرد به این بچه ها گفت حسنم حسینم فرزندان فاطمه ام بیایید آخرین بار با مادرتان وداع کنید نمی دونم اینها وقتی خودشون رو رو بدن مادر انداختن چه گذشت که در روایت دارد منادی از آسمان ندا داد یا علی جدا کن فرزندان فاطمه رو از بدن فاطمه، دیدن این صحنه بر ملائکۀ آسمان هم سنگین و سخت آمده است .&lt;strong&gt;علی لعنة الله علی القوم الظالمین و سیعلم الذین ظلموا ایّ منقلب ینقلبون . &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: left;"&gt;&lt;span style="font-size: x-small; color: #008000;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;" lang="AR-SA"&gt;حجة الاسلام سید جعفر کاظمی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://todaymenbar.persianblog.ir/post/4</link>
      <author>پا منبری</author>
      <comments>http://todaymenbar.persianblog.ir/comments/532032/8420516/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-532032.post-8420516</guid>
      <pubDate>Sun, 27 Nov 2011 12:21:22 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>احکام ویژه محرم</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;a href="http://resalaat.ir/NewsDetail.aspx?itemid=2902"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #ff0000;"&gt;ده موضوع برای ده شب...&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;img style="float: left;" src="http://resalaat.ir/images/NewsImages/2902.jpg" alt="" width="245" height="174" /&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://todaymenbar.persianblog.ir/post/3</link>
      <author>پا منبری</author>
      <comments>http://todaymenbar.persianblog.ir/comments/532032/8420338/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-532032.post-8420338</guid>
      <pubDate>Sun, 27 Nov 2011 11:57:35 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>ده نکته اساسی برای منبر</title>
      <description>&lt;h2 class="hl"&gt;&lt;span style="color: #ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" lang="AR-SA" dir="RTL"&gt;چگونه یک منبر غنی، متنوع و پربار داشته باشیم؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/h2&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #000000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" lang="AR-SA" dir="RTL"&gt;&lt;img style="float: left;" src="http://images.persianblog.ir/528195_uui9s51Z.jpg" alt="" width="151" height="182" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="cnt"&gt;
&lt;div class="cnt"&gt;
&lt;div style="text-align: justify; color: #ffffff;"&gt;
&lt;p class=" " style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; color: #ffffff;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif; color: #000000;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA"&gt;یکی از سؤالات و دغدغه های اصلی دلسوزان نسبت به تبلیغ دین آن است که چرا با این همه منابع غنی و پربار و قدمت بیش از هزار ساله حوزه های علمیه و با توجه به اینکه معتقدیم آموزه های دینی با عقل و فطرت انسانها سازگاری جدّی دارند، تأثیر گذاری تبلیغات دینی بویژه نوع خاص آن، یعنی &amp;laquo;منبر&amp;raquo; آن گونه که انتظار می رود، نمی باشد؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=" " style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; color: #ffffff;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif; color: #000000;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA"&gt;شاید بتوان کلی گویی، پراکنده گویی، بیان غیرمتناسب با فهم مخاطب، پرداختن بیش از حدّ به حاشیه و دور شدن از پیام اصلی، عدم تنوّع، محسوس نبودن آموزه ها، و... را از علل این ضعف در تأثیرگذاری به شمار آورد&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=" " style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; color: #ffffff;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif; color: #000000;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA"&gt;در این مختصر برآنیم تا با بیان برخی از عواملی که در غنی سازی منبر و تنوع بخشیدن به آن نقش به سزایی دارد، به رفع این مشکل کمک کنیم&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=" " style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; color: #ffffff;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif; color: #ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt;" dir="LTR"&gt;&amp;nbsp;-&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt;" lang="AR-SA"&gt;1استفاده از ریز موضوعات&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt;" dir="LTR"&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=" " style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; color: #ffffff;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif; color: #000000;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA"&gt;کلّی گویی از عمده عواملی است که منبر را از مسیر تأثیرگذاری خارج می کند و باعث می شود که مبلّغ بر اساس &amp;laquo;الکلام یَجُرّ الکلام&amp;raquo;، از شاخه ای به شاخه دیگر و به حواشی غیرمتناسب با اصل بحث بپردازد؛ ولی با داشتن ریز موضوع اوّلاً، به مخاطب خود می فهماند که در این موضوع، مباحث بسیاری است که بخشی از آن به قدر وسع جلسه ارائه خواهد شد. ثانیا، به خود کمک می کند که از کلی گویی و حواشی زائد و پراکنده گویی پرهیز کند. ثالثا، در فهم مطلب و گرفتن نتیجه، به مخاطب کمک می نماید. رابعا، به راحتی می تواند در پایان بحث، نتیجه گیری و خلاصه گیری نماید&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=" " style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; color: #ffffff;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif; color: #000000;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA"&gt;به عنوان مثال، اگر قرار است در باب توکل بحث شود، این گونه بیان شود که در باب توکل، مباحث بسیاری قابل طرح است، از قبیل: معنای توکل، ریشه ها، عوامل، آثار، انواع و مراحل توکل، تاریخ توکل کنندگان و آسیب شناسی بحث توکل و... و از همه این مطالب، یک بخش را انتخاب کرده و به تبیین آن بپردازد&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=" " style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; color: #ffffff;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif; color: #ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt;" dir="LTR"&gt;-2&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt;" lang="AR-SA"&gt;استفاده از آیات موضوعی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt;" dir="LTR"&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=" " style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; color: #ffffff;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif; color: #000000;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA"&gt;هنگامی که نگاه به موضوعات به گونه تخصصی صورت پذیرد، طبیعتا نگاه به منابع هم تخصصی خواهد شد و از استفاده کلی پرهیز می شود. فهرستهای موضوعی قرآن از قبیل فهرست موضوعی مرحوم دکتر محمود رامیار، فروغ بی پایان و کشف الآیات، به زیبایی می تواند راهنمای مبلّغ برای استفاده از آیات در ریز موضوعات مربوط به هر بحث باشد. این توجه مبلّغ، به مخاطب اطمینان می دهد که مبلّغ، همانند یک طبیب متخصص برای ریزترین نیاز و یا مشکل مخاطب خود، از منابع موجود، راه حلّ مناسب را استخراج می کند&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=" " style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; color: #ffffff;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif; color: #ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt;" dir="LTR"&gt;-3&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt;" lang="AR-SA"&gt;استفاده از روایات موضوعی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt;" dir="LTR"&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=" " style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; color: #ffffff;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif; color: #000000;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA"&gt;آیات و روایات همانند یک داروخانه و یا حلّ المسائل هستند که اگر کسی متخصص بهره برداری جزئی و تخصصی از آنها نباشد، چه بسا دارویی را اشتباهی و جوابی را غیرمتناسب ارائه می کند&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=" " style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; color: #ffffff;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif; color: #000000;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA"&gt;کتب روایی که همراه با فهرست ریز موضوعات تدوین شده، همانند کاری که مرحوم محمد دشتی در ترجمه نهج البلاغه انجام داده است و یا کاری که در میزان الحکمة انجام گرفته، به خوبی می تواند دست رسی مبلّغ را به روایات در ریز موضوعات هر باب آسان نماید. به عنوان مثال، به جای اینکه تنها یک آیه و یا یک روایت در باب توکل مطرح شود، در بحث ریشه های توکل، به روایات خاص و یا بخشهایی از آیات و روایات استناد می شود و در باب آثار توکل، به روایات و بخشهای دیگر&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=" " style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; color: #ffffff;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif; color: #ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt;" dir="LTR"&gt;-4 &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt;" lang="AR-SA"&gt;استفاده از ادعیه به صورت موضوعی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt;" dir="LTR"&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=" " style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; color: #ffffff;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif; color: #000000;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA"&gt;از جمله منابع غنی که متأسفانه کمتر مورد استفاده مبلّغان قرار گرفته و تنها به عنوان دعا به آن نظر شده است، ادعیه مأثوره اهل بیت علیهم السلام است. غافل از اینکه با توجه به شرایط سخت زمانی که معصومین علیهم السلام در آن قرار داشته اند، قالب دعا یکی از قالبهای بیان معارف دینی بوده است؛ بویژه در زمان امام سجاد علیه السلام که اوج خفقان بود و راهی جز بیان معارف از طریق دعا را برای حضرت باقی نگذاشت. بدیهی است با توجه به لطافت بیان ادعیه و دلنشینی فرازهای مختلف دعاها و مناجاتها، چنانچه از آن در بیان معارف استفاده شود، در تأثیر گذاری بهتر و بیشتر نقش جدّی خواهد داشت. به عنوان مثال، آنجا که بحث صدقات و خیرات مطرح می شود، بیان کنیم که یکی از آرزوهای اهل بیت علیهم السلام بویژه امام سجاد علیه السلام این است که &amp;laquo;خدایا دست مرا دست خیر قرار بده و توفیق ده که خیرات خود را با منت تباه نکنم.&amp;raquo; که هم به آرزویی اشاره می کند و هم به شیوه ای و هم به آسیبی در باب خیرات&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=" " style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; color: #ffffff;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif; color: #000000;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA"&gt;یا آنجا که در باب ارتباط با خدا از کانال اسماء خدا اشاره می کنیم، یادآوری این فراز مناجات مسجد کوفه که &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" dir="LTR"&gt;&amp;laquo;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA"&gt;مَوْلایَ یا مَوْلایَ اَنْتَ الْخالِقُ وَاَنَا الْمَخْلُوقُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْمَخْلُوقَ اِلاَّ الْخالِق&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" dir="LTR"&gt;.&amp;raquo;&lt;sup&gt;(1)&lt;/sup&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA"&gt;و بیان اینکه هر سازنده ای برای مصنوع خود دوران گارانتی می گذارد و اگر معیوب شد، آن را اصلاح می کند؛ بگوییم: آی جوانها! بیایید و امشب خود را در سجده ای به خدا عرضه کنید که ای خدا! تو سازنده و خالق منی و من مخلوق توأم، معیوبم و کسی جز تو نمی تواند مرا اصلاح کند&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=" " style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; color: #ffffff;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif; color: #ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt;" dir="LTR"&gt;&amp;nbsp; -5 &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt;" lang="AR-SA"&gt;استفاده از کلمات بزرگان&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt;" dir="LTR"&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=" " style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; color: #ffffff;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif; color: #000000;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA"&gt;گاهی بیان یک جمله از بزرگان دین، علم، هنر، ادب، ورزش، سیاست و کسانی که عظمت جایگاه آنها موجب نفوذ کلام آنها می شود، در باب موضوعی تأثیر را افزون تر می کند. وقتی در باب عظمت و ناشناخته بودن حضرت علی علیه السلام کلامی از جرج جرداق مسیحی و یا ابن ابی الحدید معتزلی ذکر می شود، قطعا در پذیرش مخاطب مؤثرتر خواهد بود&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=" " style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; color: #ffffff;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif; color: #ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt;" dir="LTR"&gt;&amp;nbsp;-6&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt;" lang="AR-SA"&gt;استفاده از اشعار موضوعی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt;" dir="LTR"&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=" " style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; color: #ffffff;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif; color: #000000;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA"&gt;به حمد الهی کتب اشعار به صورت موضوعی و در بابهای مختلف به چاپ رسیده و هر مبلّغی واقف به این معناست که گاهی یک بیت شعر، یک رباعی، چند خط از یک قصیده و حتی یک مصرع، به چه میزانی در تفهیم مطالب مؤثر است، مثلاً وقتی صحبت از قانون عمل و عکس العمل و یا مکافات عمل می شود، تنها یک مصرع: &amp;laquo;این جهان کوه است و فعل ما ندا&amp;raquo; مخاطب را متوجه قانون پژواک می کند که هر عملی چند عکس العمل دارد، مثل صدایی که در کوه سر داده می شود و چند پاسخ و بازگشت دارد. و یا تک بیت&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" dir="LTR"&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=" " style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; color: #ffffff;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif; color: #000000;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif; color: #000000;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;هر چه کنی به خود کنی &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;گر همه نیک و بد کنی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=" " style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; color: #ffffff;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif; color: #000000;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA"&gt;اشعار مثنوی، حافظ، سعدی، نظامی و شعرای قدیم و جدید در باب موضوعات مختلف بسیار است و تنها تلاش کننده می خواهد که از میان این همه، برای موضوعات ریز شده خود ابیاتی را انتخاب نماید&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=" " style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; color: #ffffff;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif; color: #ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt;" dir="LTR"&gt;&amp;nbsp;-7 &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt;" lang="AR-SA"&gt;استفاده از قصه، حکایت و داستان&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt;" dir="LTR"&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=" " style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; color: #ffffff;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif; color: #000000;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA"&gt;وجود حدود سیصد قصه و حکایت در قرآن حکیم و دستور به عبرت آموزی از همه داستانهای موجود در تاریخ و عصر حاضر، لطافت بیان قصه و داستان و هنری که در داستانها برای بیان مطالب به کار گرفته شده، همه و همه باید انگیزه مبلغ را برای استفاده موضوعی از قصه و حکایت و داستان زیاد کند تا در خلال مباحث، اعم از مباحث اقتصادی، احکام، اخلاق و آداب و... از داستان متناسب با موضوع و درس آموزی از آن، بهره گیری نماید&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=" " style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; color: #ffffff;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif; color: #ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt;" dir="LTR"&gt;&amp;nbsp;-8 &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt;" lang="AR-SA"&gt;استفاده از تمثیلات و تشبیهات&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt;" dir="LTR"&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=" " style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; color: #ffffff;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif; color: #000000;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA"&gt;عمده معارف اسلامی از نوع معقولات است و آنچه که برای مردم قابل فهم و وجود حدود سیصد قصه و حکایت در قرآن حکیم و دستور به عبرت آموزی از همه داستانهای موجود در تاریخ و عصر حاضر، لطافت بیان قصه و داستان و هنری که در داستانها برای بیان مطالب به کار گرفته شده، همه و همه باید انگیزه مبلغ را برای استفاده موضوعی از قصه و حکایت و داستان زیاد کند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p class=" " style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; color: #ffffff;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif; color: #000000;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA"&gt;درک بیشتر و سریع تر است، محسوسات می باشد و تبلیغ موفق آن است که از تشبیه معقولات به محسوسات استفاده بهینه شود. وقتی که در ثمرات توحید از آرامش بحث می شود و از تبعات شرک، اضطراب بیان می شود، تشبیه وجود و روح انسان به بُراده های آهن و تصویر دو آزمایش به زیبایی مطلب را به مخاطب منتقل می کند که در حالت اول، بُراده های آهن اگر در معرض یک آهن ربا قرار گیرند، همگی جذب همان می شوند، بدون پراکندگی، و اگر بُراده های آهن در معرض چند آهن ربا قرار گیرند، پراکنده می شوند و هر کدام به سوی آهن ربایی جذب می گردد؛ کسی که در زندگی بندگی یک خدا می کند، از برکاتی همچون تمرکز، آرامش، انسجام برخوردار است و کسی که بندگی خدایان متعدد را دارد همیشه مضطرب، پراکنده، غیرمتمرکز و غیرمنسجم خواهد بود که هیچ گاه به نتیجه مطلوب هم نخواهد رسید&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=" " style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; color: #ffffff;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif; color: #000000;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA"&gt;کتابهایی از قبیل امثال و حکم، ضرب المثلها، تشبیهات و تمثیلات در این زمینه می تواند کمک خوبی برای مبلّغ باشد&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=" " style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; color: #ffffff;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif; color: #ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt;" dir="LTR"&gt;&amp;nbsp;-9 &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt;" lang="AR-SA"&gt;استفاده از آمار و عملیات ریاضی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt;" dir="LTR"&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=" " style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; color: #ffffff;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif; color: #000000;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA"&gt;گاهی در باب فضائل و یا رذائل و به طور کلی در بیان معارف، ارائه اعداد و ارقام یا جمع و تفریق ریاضی خیلی به فهم مطلب کمک می کند. وقتی در باب فرصت عمر گفتگو می شود، اگر ساعات خواب انسان با یک عمل ضرب و یا تفریق از عمر انسان کم شود، به خوبی به مخاطب میزان عمر مفید فهمانده خواهد شد&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" dir="LTR"&gt;. &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA"&gt;و یا در باب اسراف اگر به مردم توجه داده شود که اگر هر فردی روزانه یک لیتر آب اسراف نماید، در هر شهر و هر زمان و در کل کشور چه میزان آب اسراف خواهد شد&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=" " style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; color: #ffffff;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif; color: #ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt;" dir="LTR"&gt;&amp;nbsp;-10 &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt;" lang="AR-SA"&gt;معرفی منابع موضوعی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt;" dir="LTR"&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=" " style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify; color: #ffffff;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif; color: #000000;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA"&gt;یکی از آفات در باب تعلیم و تربیت، فراموشی است که علت اصلی آن انقطاع از معارف می باشد. مبلّغی که برای مدت کوتاهی توفیق بیان بخشی از معارف را دارد، اگر در پایان بحث خود، به صورت گفتاری و یا نوشتاری، منابعی را در باب موضوع مطرح شده، اعم از کتاب، مجلّه، نرم افزار، سایت و شبکه معارف و غیره معرفی نماید، در واقع تبلیغ خود را که همان بیان معارف باشد، استمرار بخشیده است و در جهت فرهنگ سازی گام برداشته است&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt;" dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style="text-align: justify; color: #ffffff;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif; color: #000000;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" lang="AR-SA" dir="RTL"&gt;در پایان، بیان این نکته ضروری به نظر می رسد که اگر مبلّغ نگاهش به کار تبلیغ، نگاه به یک امر تخصصی باشد، که هر روز پیچیده تر و سخت تر می شود، برای بهینه سازی این امر مهم از هیچ تلاشی فروگذار نخواهد کرد و با تلاش تخصصی و پژوهش در منابع و متون دینی از یک طرف و بانگاه تخصصی به زندگی، مسائل و مشکلات آن از طرف دیگر، با ظرافت و با استعانت از حضرت حق به ارائه راه حل برای تأمین نیازها و یا حلّ مشکلات زندگی با استفاده از منابع دینی می پردازد و این مهم ترین عنصر در برقراری ارتباط مبلّغ با مخاطب است، که کلام او معطوف به نیاز و یا مشکل مخاطب باشد&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;</description>
      <link>http://todaymenbar.persianblog.ir/post/2</link>
      <author>پا منبری</author>
      <comments>http://todaymenbar.persianblog.ir/comments/532032/8413375/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-532032.post-8413375</guid>
      <pubDate>Sat, 26 Nov 2011 10:57:09 GMT</pubDate>
    </item>
  </channel>
</rss>
